السيد الطباطبائي

52

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

شاگردانش خندان و متبسّم يافتند ، سبب پرسيدند ، در پاسخ فرمود : پس از بيست و پنج سال مجاهده اكنون كه در خود نگريستم ديدم ديگر اعمالم ريائى نيست و توانسته‌ام به رفع آن موفّق گردم . فتأمّل جيّدا . پوشيده نماند كه از ابتداى سير و سلوك تا آخرين مرحله از آن ، سالك بايد در تمام امور ملازم شرع انور باشد و به قدر سر سوزنى از ظاهر شريعت تجاوز ننمايد . پس اگر كسى را ببينى كه دعوى سلوك كند و ملازم تقوى و ورع نبوده و از جميع احكام الهيّهء شرعيّه متابعت ننمايد و به قدر سر سوزنى از صراط مستقيم شريعت حقّه انحراف نمايد او را منافق مىدان مگر آنچه به عذر يا خطا يا نسيان از او سر زند . و اينكه از بعضى شنيده شده است كه مىگويند سالك پس از وصول به مقامات عاليه و وصول به فيوضات ربّانيّه تكليف از او ساقط مىگردد سخنى است كذب و افترائى است بس عظيم ، زيرا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با اينكه اشرف موجودات و اكمل خلائق بودند معهذا تا آخرين درجات حيات تابع و ملازم احكام الهيّه بوده‌اند . بنابراين سقوط تكليف به اين معنى دروغ و بهتان است . بلى از براى آن مىتوان معناى ديگرى نمود كه قائلين ، آن را قصد نمىنمايند و آن اينست كه اتيان اعمال عباديّه باعث براى استكمال نفوس بشريّه است ، و مراتب استعداد انسان به واسطهء التزام بر سنن عباديّه از مراحل قوّه به فعليّت مىرسد . بنابراين براى افرادى كه هنوز به مرحلهء فعليّت